●
"ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی بکام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
سلام... يادِ فريدونِ مشيرىِ شاعرِ زيبائيها و بهار گرامىباد. نوروزِ ديرين و ديرپا رابه شما و عزيزانتان تبريک ميگويم. اميد که به جاىِ سالِ پافشارى بر فرصت سوزيهاىِ ديرين، سالِ پاگرفتنِِ صلحِ پايدار و دوستىِ ديرپا با خود و غير باشد براىِ ايران و همه ايرانيان.